مهدى محقق
41
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
خدا » نامند . أين 79 / 3 أين نسبتى است كه ميان چيزى و مكان آن پيدا مىشود ؛ همچون معنى كه از « زيد در بازار است » و « محمد در مجلس است » و « سعيد در بغداد است » به دست مىآيد . اينگونه عرض را « اين » خوانند ، زيرا ، در پاسخ پرسش « أين زيد ؟ » زيد كجاست ؟ و « أين محمّد » محمد كجاست ؟ و « أين سعيد » سعيد كجاست ؟ قرار مىگيرد . البادئة ( الأسباب . . . ) 107 / 4 يكى از شعب اسباب ممرضه است و آن سببهايىاند كه از خارج بر بدن وارد مىشوند ؛ مانند صدمهء سنگ و ضربت شمشير و گزيدن افعى . الباسليق 117 / 1 رگ غير زننده است كه در مرفق ( آرنج ) در جانب انسى ( درونى ) تا ابط ( بغل ) قرار داد . البحران 171 / 10 « 23 » تغيير و ديگرگونى سريعى است كه در حال بيمار پيدا مىشود كه در آن يا به حال بهتر و يا به حال بدتر گرايش پيدا مىكند ، و اين ديگرگونى بيشتر در بيماريهاى سختى كه زيانآور طبع است پيدا مىشود . البدن 107 / 10 بدن جسمى است طبيعى و آلى ( ابزارى ) كه محدود به چيزى خاص است و از غير خود جدايى كامل دارد . البراز 167 / 3 كنايه از ثفل ( تفاله ، تهنشين ) غذاست كه آن را « غايط » گويند . البرهان 84 / 12 برهان را دو استعمال است ، به معنى عام و به معنى خاص ، و هريك نوعى از قياس را تشكيل مىدهد - قياس . البطن 116 / 16 تجويف از ترقوه ( چنبر گردن ) تا استخوان خاصره است . البطن 113 / 15 شكم كه مشتمل است بر معده و كبد و طحال و امعا و دو كليه و مثانه و آلتهاى تناسلى ( نرهء مرد
--> ( 23 ) . بحران در زبان سريانى « داورى ميان دو دشمن » است ؛ زيرا ، آنان « طبيعت » و « بيمارى » را به دو دشمن كه نزد قاضى مىآيند تشبيه كردهاند كه هريك مىترسد كه حكم قاضى به زيان او بينجامد . الروضة الطبية ، ص 60 .